|
وارد شويد و إذا سَألَکَ عِبادی عَنی فإنّی قَریب.....
| ||
|
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:40 ] [ هستي ]
عصريك جمعه دلگير،دلم گفت بگويم بنويسم كه چراعشق به انسان نرسيده است؟ چرا آب به گلدان نرسيده است؟ چرالحظه باران نرسيده است؟ ...وهركسي كه در اين خشكي دوران به لبش جان نرسيده است، به ايمان نرسيده است. وغم عشق به پايان نرسيده است. ..... به ادامه مطلب بروید.... برچسبها: متن ادبی, شعر, ارزشی ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 22:53 ] [ هستي ]
سلام دوستان عزیز امتحان ها دارن نزدیک میشن... از همتون برای «موفقیت تمام جوونهای ولایتی این مرزوبوم» التماس دعا دارم...
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:8 ] [ هستي ]
سلمان فارسى نقل می کند که روزى به منزل حضرت زهراء سلام اللّه علیها وارد شدم ، آسیابى را جلوى آن حضرت دیدم كه دستاس آن را با حالت خستگى و ضعف گرفته است و مى چرخاند و مقدارى جو، آرد مى نمود؛ و در گوشه اى از اتاق ، حسین علیه السلام را دیدم كه از شدّت گرسنگى ناله مى كرد. گفتم : اى دختر رسول اللّه ! چرا خود را در سختى و مشقّت قرار داده اى ، با این كه فضّه پیش خدمت شما است؟! حضرت در جواب اظهار داشت : .... برچسبها: احادیث و روایات, تبریک, ارزشی ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 12:18 ] [ هستي ]
دوست داشتم قلمم را به تو میدادم و بیداریم را به ماه! امشب هم مثل تمام شبها به تو می اندیشم؛ به تو ای معنای من، ای مادر! بهارها همیشگی بودند و تبسّمهای مادر، زیباترین شعر روزگار بود! از دیروز می گویم؛ از روزهایی که نانها تازه بودند و احساسها قشنگ! غزلها پرشور و دلها مهربان!از دیروز می گویم که دستهای تو را می بوسیدم و تنها واژه آشنای اشعارم، مادر بود! دوست داشتم قلمم را به تو میدادم و بیداریم را به ماه! امشب هم مثل تمام شبها به تو میا ندیشم؛ به تو که مهربانترین هدیه خداوندی و دلت، ضمیر سبب ساز بهشت است! و من بهشت را در ژرفای نگاه مهربانت، همیشه می بینم؛ مثل باران، مثل دریا، مثل آب! با عطر عاطفه همراه می شوی و بر افق نگاهم می تابی و من، غرق در بوی سیب، تو را می خوانم؛ تو را ای تمام آرزوهای قشنگ و ساده من، مادر!... هنوز هم دوست دارم قلمم را به تو بدهم و نگاهم را به آب! ای تمام من! چقدر شبیه دریایی! انگار خداوند تو را نردبان معراج قرار داد؛ نردبانی که نور عصمتش، رشک حوریان را بر می انگیزد! نردبانی که برای پروازهای آسمانی، آغاز معرفتی پایان ناپذیر است. مادر، آشناترین واژه «مهربانی» در عرش الهی است و نام آشنای تمام انسانها! مادر، نامی است که میشود عمری به او پناه برد و خستگی روزانه را در سایه نگاهش به فراموشی سپرد. مادر، تکرار آهنگین عشق و عاطفه، مهر و ایمان و... و مادر یعنی: حیات.... برچسبها: تبریک, تصویر و پیامک, شعر, ارزشی [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 12:13 ] [ هستي ]
![]() شنیده می شود از آسمان صدایی که ... کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ... نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که ... نوشت نام تورا، نام آشنایی که ... پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد
نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد دلیل خلق زمین و زمان معین شد نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است غزل قصیده ی نابی که در ازل گفته است
نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد ز درک خاک مقام فراتری دارد خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد درون خانه بهشت معطری دارد پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت
چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست و جای صحبت این شاعر زمینی نیست و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست خدا فراتر از این واژه ها کشیده تو را گمان کنم که تورا، اصلا آفریده تو را
که گِرد چادر تو آسمان طواف کند و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند که این شکوه جهان را پر از عفاف کند کتاب زندگی ات را مرور باید کرد مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود درون خانه ی تو نان فقر آجر بود شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود بهشت عالم بالا برایت آماده است حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است
به حکم عشق بنا شد در آسمان علی علی از آن تو باشد... ، تو هم از آن علی چه عاشقانه همه عمر مهربان علی! به نان خشک علی ساختی، به نان علی
از آسمان نگاهت ستاره می خواهم اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم
به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم به شعر از نفس افتاده جان تازه بده و مادری کن و این بار هم اجازه بده
به افتخار بگوییم از تبار توایم هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم کنار حضرت معصومه در کنار توایم فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست
سید حمید رضا برقعی برچسبها: شعر, تصویر و پیامک, تبریک, ارزشی [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:56 ] [ هستي ]
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:39 ] [ هستي ]
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:43 ] [ هستي ]
معلم
در کلام استاد مطهري:
معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.
برچسبها: تبریک, تصویر و پیامک, شعر, ارزشی [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:9 ] [ هستي ]
![]() بُهت زده داد زدم: «چرا هیزم؟!» اما نفس هایم، زیر لگدها قطع شد. فریاد زدم و گفتم: «چرا ریسمان؟!» اما صدایم در میان چکاچک شمشیرها گم شد. «امیرالمؤمنین را _ ریسمان بسته و سر برهنه_ درکوچه می بردند و دختر پیغمبر...»
برچسبها: متن ادبی, تسلیت ادامه مطلب [ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 12:6 ] [ هستي ]
مادر سلام! می شنوی؟ زینب آمده! با یک بغل شکایت و ذهنی پر از سوال اول بگو که پیش خدا کی ببینمت؟ بعد از سه روز؟ چند دهه؟ یا که چند سال؟ ** آنجا که خوب میگذرد، با خدایتان جمعید دور حوض و کسی هم غریبه نیست اینجا هم اشک ما و دل تنگ خانه و جمع شبانه ی پدر و چاه دیدنی است ! ** در این سکوت غم زده حتی نمی شود با خاطرات دور و برت درد دل کنی اما شما هم از در و همسایه راحتی هم می شود که با پدرت درد دل کنی ** از ماجرای کوچه نگویی برای او! تنها بگو که حال همه خوبِ خوب بود یادش بخیر،حال همه خوب بود، حیف! دنیا چه زود می گذرد، حیف شد، چه زود... ** می بینمت هنوز میان حیاطمان مشغول کار پخت و پز و آرد کردنی مادر اگر که روسری ام را درآورم مثل قدیم موی مرا شانه می زنی ** بابا برام گفته پس از فوت مادرت می گفته ای همیشه «پدر! مادرم کجاست؟» حالا شده است نوبت من تا بپرسم از دیوار و میخ و کوچه و در «مادرم کجاست؟» ** آخر چرا بدون صدا باید اشک ریخت؟ مادر! گلویمان به خدا درد می کند گرچه به حد درد شما نیست... راستی پهلوت خوب تر شده یا درد می کند؟! ** مادر! چرا شبانه تو را دفن کرده ایم؟ اصلا چرا کسی به سراغت نیامده؟ مردم که گفته اند میاییم، دیر شد! پس هیچ کس چرا سر ِ ساعت نیامده؟! ** مادر! سوالها که همه بی جواب ماند این بود رسم درد دل؟ این بود مرهمت؟ پس می روم دوباره سر پله ی نخست مادر بگو که پیش خدا کی ببینمت؟ سادات هاشمی ![]()
برچسبها: تسلیت, تصویر, شعر [ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 9:42 ] [ هستي ]
![]() با یاد لحظه های سجودی،..دلم گرفت حتی بدون کشف شهودی..!دلم گرفت وقتی خدا هم از سبب خلقت تو(گفت: تو علت تمام وجودی) دلم گرفت از سایه های شوم نفاق سقیفه و سیر منافقان صعودی.....دلم گرفت وقتی که باطلند و به حق رو نمیکنند از خطبه بلیغ....چه سودی؟دلم گرفت آتش برای خلیل خدا سرد شد ولی... تو در میان شعله که بودی دلم گرفت روزی کتاب عمر شما را ورق زدم از جای دست و چشم و کبودی...دلم گرفت دیشب برای عرض عیادت می آمدم.... در باز بود و تو نبودی دلم گرفت.... علی آمره
برچسبها: ارزشی, شعر, تسلیت [ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 15:17 ] [ هستي ]
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود ![]() باور کن! باورکن که رفته ام. باورکن که تنهامانده ای. باورکن که بی فاطمه شدی. این را باورکن! باید باورکنی و می دانم که حق داری اگرباورنکنی. همان فاطمه ای که همراه تو بود. حتی آنگاه که ازمهاجر و انصار کمک می خواستی و صدافسوس که آنان حقیقت را بر مصلحت ترجیح ندادند و به خانه خزیدند و خورشید را به فراموشی سپردند و حتی یک بار هم سری به تاثر تکان ندادند تا دلت آرام شود...
برچسبها: متن ادبی, تسلیت, شعر [ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 19:29 ] [ هستي ]
قال رسول الله(صلی الله و علیه و آله): «آگاه باشید!کسی که با داشتن حبّ آل محمد(صلی الله و علیه و آله)،بمیرد،شهید مرده است. آگاه باشید!کسی که با داشتن حبّ آل محمد(صلی الله و علیه و آله)،بمیرد،آمرزیده مرده است. آگاه باشید!کسی که با داشتن حبّ آل محمد(صلی الله و علیه و آله)،بمیرد،درحالی که توبه کرده، مرده است. آگاه باشید!کسی که با داشتن حبّ آل محمد(صلی الله و علیه و آله)،بمیرد، درحالی که دارای ایمان کامل است، مرده است. آگاه باشید!کسی که با داشتن حبّ آل محمد(صلی الله و علیه و آله)،بمیرد، فرشته ی مرگ(عزرائیل)اورا به بهشت بشارت دهد،سپس دو فرشته ی «منکر»و«نکیر»(درعالم قبر)اورا بهشت بشارت دهند، و کسی که با داشتن حبّ آل محمد(صلی الله و علیه و آله)بمیرد،همانند بردن عروس به خانه ی شوهرش،به سوی بهشت فرستاده می شود.» تفسیر الکشاف ج4 ص220 ![]()
برچسبها: احادیث و روایات, اخلاق [ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 19:18 ] [ هستي ]
[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 12:40 ] [ هستي ]
|
||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||